آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
|
ستاره شب
ستاره
جمعه 8 بهمن 1389برچسب:, :: 2:23 PM :: نويسنده : ستاره
من ميگم : كاشكي يه تيكه نون پيدا ميكردم و ميخوردمتا از گرسنگي نميرم
اون ميگه : پاپا من ميخوام ناها رو در جزاير هاوايي ميل كنم من ميگم : بازم اين پيكان لعنتي به روغن سوزي افتاد اون ميگه : ديگه از بيام و خسته شدم من بنز ميخوام من ميگم : پول ندارم قلبمو عمل كنم تا الان شانسيزنده موندم اون ميگه : بازم صورتم جوش زد ديگه از دكترايي ايراني خسته شدم ميرماروپا من ميگم : اگه تا دو روزه ديگه پول پيدا نكنم صاحبخونه منو ميندازه بيرون اون ميگه : جردنم شد جا خجالت ميكشم به دوستام بگم خونمون تو جردنه من ميگم : كي مياد با من بي پول و بيكار ازدواج كنه اون ميگه : دختري كه شما برام پيداكرديد فقط صد ميليون جهيزيه داره من نميخوام نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |